بلبل آهسته به گل گفت شبی

بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست
نه ز زاغ و زقفس آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیدهٔ بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی هست
دیدگاه ها (۲)

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست من به پیو...

بلبل آهسته به گل گفت شبیکه مرا از تو تمنائی هستمن به پیوند ت...

بلبل آهسته به گل گفت شبیکه مرا از تو تمنائی هستمن به پیوند ت...

تااخر شعررا بخونید بسیار زیباستنصیحت گوش دار ای زن اگر دارای...

وای ایسو

کاش میدونستی قدرمو :)!

:)!

تئومان همش دنیزو سوپرایز میکنه

وای عادل خیلی خوبه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط