••🌼 «پای من شکست، وقتی دوازده سالم بود. سر کلاس ژیمیناستی

••🌼 «پای من شکست، وقتی دوازده سالم بود. سر کلاس ژیمیناستیک، به‌خاطر یک شیطنت، به‌خاطر یک پشتک بیجا و...آه، خیلی درد داشت. می دونی بعد از اینکه پات میشکنه چی میشه؟»
«نه.»
«باید پایت روگچ بگیری، تا چند وقت هم نباید حرکتش بدی. بعد یاد می‌گیری که چطوری با عصا راه بری. آهسته، نامطمئن و بی‌تعادل، اما به هرحال راه میری. چند وقت بعد وقتی دکتر داره گچ رو باز می‌کنه بهت میگه که کم کم همه چیز مثل گذشته میشه، ولی نمیشه. به نظرم هیچ کسی بعد از اینکه شکستگی رو تجربه می‌کنه، مثل گذشته نمیشه. حتی اگه کاملا خوب بشه، حتی اگه هیچ اثری از شکستگی روش نمونه. نمی‌گم بدتر میشی یا بهتر. فقط دیگه اون آدم سابق نیستی. اون اتفاق، یا چنان شجاعتی بهت می‌ده که باعث می‌شه که دیگه از شکستگی هراس نداشته باشی و حتی باز هم شکستگی رو تجربه کنی، یا اینکه انقدر می‌ترسوندت که از حاشیه امنت تکون نخوری.»
~
| آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی / روزبه معین |
دیدگاه ها (۳)

•🌾•من در زندگـی‌ آدمهـای زیادی را از دست دادم، رابطه‌های تلـ...

‌•🌾•بچـه تر که بـودم و با مامان خرید میـرفتم،وقتی یه چیـزی م...

••🌼 یه روز یکی بهم گفت هیچوقت بعد از ساعت 2 شب تصمیم نگیر، ف...

~☕ در بی حوصلگی و خستـگی خود داشتم کار میکردم که خانم مدیر چ...

*🐱 ممنون که ۱۰ سالگی Agust D رو تبریک گفتید. زمان خیلی زود م...

سناریو بلولاک/قفل آبی

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط