پشت پرچین باغ

پشت پرچین باغ
دختری زمزمه می کرد،ازعشق!
دورتردرخنکای لب کوه،
چوپان نی می زد!
بره آویخت به پای مادر ،
قمری درپی عشق کوکومی کرد!
پیچکی گل را،می فشردسخت درآغوش،
بوی یاس، در هوامی پیچید!
باددروسوسه ی باغ وزید!
ودرختان ازشوق،
رقص شان زیباشد!
قارقاری هم بود!
وبه فحوای کلام،
رنگ ازعشق زدود!
نی چوپان می گفت، زندگی بایدکرد!
نه به رنگ،نه لعاب
عشق دربیرنگی است!


دیدگاه ها (۴)

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

ورق بزنید......بگو یاعلی...

🌹❤️🌹

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

هواللهم ، إنني أعيش في زمنٍ صار فيه ارتكابُ الخطيئةِ مدعاةً ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

شروع این قصه از خنده های تو بود....#عاشقانه #love #کره #موسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط