ستاره‌ها | ادیت سودرگران

ستاره‌ها | ادیت سودرگران

اثری از:ادیت سودرگران



شب که فرامی‌‌رسد
در راه‌پله می‌‌ایستم و گوش می‌‌دهم،
ازدحام ستاره‌هاست در باغچه،
و من ایستاده‌ام در تاریکی‌.
گوش کن‌! ستاره‌ای، جرینگ… اُفتاد زمین!
پابرهنه روی چمن راه نرو؛
باغچه‌ی من پر از خرده‌شیشه است.
دیدگاه ها (۱)

پُر میکنم آنچه خالی ستخالی میشوم از آنچه پُر است،سبکهمچون بد...

شعر ملل .روسیه .الکساندر بلوکدختری در میان کلیسا می‌خوانددخت...

خیلی خاطرت برایم عزیز است .

گزارش مشرق/فرصت چند هفته‌ای به اروپا، ۱۰ ماه به درازا کشید/ ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️بعد خودش قدم روی اولین پله گذاشت.والبورگا ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۲۵ | نفر چهارمچهار جفت قدم، آرام‌آرام به سمتشان می‌آمد....

سایه ای در راهرو های نقره ای

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط