نتیجه حسادت به گربه 

نتیجه حسادت به گربه 


مردی از این که زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه می کرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چند تا خیابان آن طرف تر ول کر. ولی تا به خانه رسید، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دور افتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت... آخر شب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره.
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

پارت ۳

داستان عاشقانه جدید

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

پارت هفتم — فقط یک آشنای عجیبیورا بعد از آن روز، دیگر یونگی ...

★彡   Part 7 彡★ نزدیکم شد. و در لحظه، ناگهان کتش رو درآورد و ...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

پارت ۳۸ صدای قدم‌ها در راهروی خالی بیمارستان می‌پیچید.تق... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط