‌ما بارها ترسیده‌ایم؛

‌ما بارها ترسیده‌ایم؛
و قلب‌هامان با هر بار ترسیدن بزرگ‌تر شده. ‌‌‌‌‌ بارها ترسیده‌ایم و
پاهامان با هر بار ترسیدن استوارتر شده. بارها ترسیده‌ایم و
با هر بار ترسیدن نگران کسانی شده‌ایم که حتی نمی‌شناختیم‌شان.
ما بارها ترسیده‌ایم...
و اگر نمی‌دانید، بدانید؛
از آدمهاییکه بارها ترسیده‌اند و کوتاه نیامده‌اند؛ باید خیلی ترسید 🤸‍♀️


#حنا_لاو #قلب #استوار
دیدگاه ها (۰)

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

🦢 پارت اول | بازگشتفرودگاه سئول ــ ساعت ۹ شبدرهای شیشه‌ای فر...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط