از یک جایی به بعد

از یک جایی به بعد
دلت میخواهد همه چیز را واگذار کنی
نامه استعفایت را روی میز دنیا بگذاری …
کیفت را برداری و به دورترین جایی که
می شناسی بروی
چای بنوشی
سیگارت را دود کنی
و به هیچ چیز فکر نکنی …
از یک جایی به بعد
دلت میخواهد خودت باشی
تنها خودت
و حافظه ای که هیچ کس را
به خاطر نمی آورد …!
دیدگاه ها (۱)

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد می ماند زندگی ...

زیادی خوب بودن خوب نیست زیادی که خوب باشـی دیده نمیشویمیشوی ...

دوستت دارممثلِ خوابی عمیق ولی سبُک‌...پلک بزنی میپرم...عاشقت...

‏به تو قول دادم که دوستت نداشته باشمسپس در برابر این تصمیم ب...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴¹ دو تا از ادم های اون م...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط