قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنه

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنه
پارت ۱
از زبان سونیک

درحالی که به غروب خورشید نگاه میکنم
از خودم سوال میکنم

چرا نمیتونم فقط برای یک روز مال خودم باشم ؟
چرا هیچوقت نمیتونم آرامش داشته باشم ؟
چرا همیشه دیگران رو اولویت میزارم ؟
چرا هیچوقت به خودم فکر نکردم ؟
چرا همیشه خسته تر از دیروزم؟
چرا هر روز بدتر از دیروز درد دارم ؟
چرا ؟
با صدای تیلز به خودم میام

از زبان تیلز

سونیک کجاست؟
با صدایی بلند اسم سونیک رو فریاد میزنم
سونیک !!!

[سریع جلوش ظاهر میشه]

+وای سونیک!
کجا بودی؟
داشتم دنبالت میگشم
_ببخشید رفیق داشتم به غروب خورشید نگاه میکردم
+ها تنهایی ؟
همیشه باهم نگاش میکردیم
_او ببخشید رفیق یادم رفت هی هی
خب بیا دیگه بریم هوا داره تاریک میشه
+او آره چیز جدیدی که ساختم رو میخواستم نشونت بدم بدو بریم
_مسابقه ؟
+بزن بریم

هردو تا جای توان دویدن
و طبق معمول سونیک اول شد

+هاه هوف چطوری آخه میتونم از سریع ترین موجود جهان ببرم؟
_جدیداً سریع شدیا تیلز کم مونده بود ببازم هاهاها
+هوف دروغگو من هنوز دارم نفس نفس میزنم تو کجات خستس معلوم بود آسون گرفتی

تیلز یک ضربه آروم به شونه سونیک میزنه
_هاهاها لو رفتم؟
+احمق همپ
_خب حالا چیزی که ساختی چی هست ؟
+اوه آره داشت یادم میرفت

میرن سمت گاراژ

+خب با تبدیل کننده انرژی هرج و مرج به کریستال های کوچیک آشنا شو
_وای!!!
چه اسم طولانیی داره!
+اسم کوتاهش بچه کریستاله
_پوف
+هی!!!
تو الان به اختراع فوق العاده من خندیدی سونیک ؟
_هاهاها وای تیلز آخه داشتم فکر میکردم اسم طولانیه بهش یه ابهتی میده ولی بچه کریستال آخه هاهاها!
+باشه بخند ولی وقتی بفهمی این اختراعم چیکار میکنه برق از سرت میپره
_اووو کنجکاو شدم

خب زمان خاصی برای پارت بعدی
ندارم ولی احتمالاً تا دو روز آینده
امیدوارم حداقل یک لایکو بخوره اگه دوستش نداشتین بگین
دیدگاه ها (۲)

شرمنده عزیزان برای نبود فعالیت در چند روز اخیر فصل امتحانها ...

خب رمانمون رو شروع میکنیم توضیح و اینام نمیخواد بزن بریم این...

مال من نیست از ذخیره شدهامه

رمان بقولید😍❤️‍🔥پارت هشتم 🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: رفتیم با شدو ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط