یواشکی دوست دارم

یواشکی دوست دارم
اینکه ببینمت ذوق میکنم
باهام حرف میزنی آروم میشم
صدام میکنی دل تو دلم نی
وهمه اینا نه حق گفتنشو دارم
و نه اینکه میدونی همچین حالی همچین حسی بهت دارم
نمیدونم شاید میدونی دوست دارمو از ترست نمیذاری نزدیک تر بشم
وشاید منتظر کسی هستی که باهاش خاطره داری
منم مثل خودت قلبم شکسته اما نمیدونستم باز حسمو بیدار میکنی
نمیدونم یه حس ماوراییه
با این که یبار ضربه خوردم اما احساس میکنم بار اولمه،نمیدونم چرا.....
اینکه نتونم بگم دوست دارم از روی غرور نیست
میترسم،میترسم که ازم دورتر بشی،سردتربشی......
میدونم مال من نیستی اما این دلیل نمیشه که کنارت حتی درحد دوستی معمولی نباشم.....
پس یواشکی دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

اون فشاری بدبختی که داری گزارش میکنی نشون از عقده ای بودن و ...

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت پسرت بودید شب پیش همد...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

Part ⁵سلام خوشگلا 🍓🎀قبل از اینکه پارت رو شروع کنم میخواستم ب...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

free from the court (p5)

professor Riddle, p33

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط