یک سالو نیمه گریه کردم ، اخرش مردم

یک سالو نیمه گریه کردم ، اخرش مردم
مردم ولی مرگ منو هیچ کی نفهمیده

وقتی که نیستی داغ اغوشت رو پر کردم
با اون عروسکهایی که بوی تورو میده

وقتی ازم دل میکنی دلشوره میگیرم
بازم شبا عکسای نازت میشه کابوسم

قهری ولی از دور جای چشم آهوییت
بازم چشای این عروسکهارو میبوسم

شعر:محمدجوادحیدری
دیدگاه ها (۸)

به عشق دیدنت من دیوونهنشستم روی پله های خونهامیدوارم تا وقتی...

عشق یا قتل پ ۲۲ ق ۳

پارت هشتم:وقتی به پایین پله رسیدیم پدربزرگ بلند شد و لبخند ز...

p2۷

اسم رمان:دختری که قرار نبود قوی بشه ( پارت) ۱۸( ویو دکتر ) (...

no copyهــمه بخــونیــدقصه نیست واقعیت زندگی یک نفرهیکــے بو...

نیستی این شبا تنها چیزی که عذابم میده مرور خاطراته سخته میدو...

بی رحم تر از همه/پارت ۱۸۱

چـندپـارتــے..!

pawn/پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط