من در نهایتِ شب به سر میبرم

من در نهایتِ شب به سر میبرم
غرق در حجمِ تاریکی ‌ها
جایی میان هجومِ ظلمات ...
تو به عنوانِ "کور سوی امید"
خاموش نشو! نا اُمیدم نکن .
دیدگاه ها (۱)

مردم چه میکنند که لبخند میزنندغم را نمیشود که به رویم نیاورم...

کسی از ظاهر یک کوه حالش را نمی فهمد...به ظاهر ساکتم ،در سینه...

ای ظریف‌ترین دردکه بر سمتِ چپِ سینه‌ام نشسته‌ایچیزی که اینجا...

التماس دعا ...

«به امید دیدار» خودم این سو و دلم جایی در این حوالی، روی دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط