سناریو درخواستی 🎀🤍

سناریو درخواستی 🎀🤍

وقتی به عنوان خواهر کوچیکترشون با صورت خونی برمیگردیم خونه 🥸


تامی : یا خودم چت شده ا.ت نگو که همونی که بهش فکر میکنم اتفاق افتاده ؟ الان میرم خار.. ا.ت : بابا مودب باش بی ادب نه دعوا کردم من اونو زدم اونم منو زد تام : بابا خب از اول بگو حالا بیا زخماتو ببندم تعریف کن ببینم سر چی بود ؟😂(این داستان تام خاله زنک میشود 😂)

دراکو : نگرانت میشه و میبرتت پیشه مادام پامفری و بالا سرت منتظرت میمونه ❤️🤓


متیو . تئو : بهت افتخار میکنم خواهرعزیزم فقط یه زره کتک خوردی که عیب نداره دفعه بعد بزن نابودشون کن ا.ت : یاع یاع 🤓


انزو . ریگی : یا ریش دامبلدور خوبی چته ا.ت : بابا یه زره دعوا کردم چیزی نیست اون دختره ی بی شعور داشت با دراکو لاس میزد منم زدمش ا.ر : خود دراکو کو ؟ ا.ت : پشته سرته
دراکو : سلام ا.ر : سلام ا.ت واقعا که به خاطر من تا حالا کسی رو نزدی من قهرم ا.ت : نه بابا بخاطره توهم زدمش از توهم خوشش میومد تازه یه بار بهم گفت بابا رو براش جور کنم و تا صبح غر میزنی این دوتا بدبختو دیوونه میکنی 😂🥸



طبق معمول گند زدم ولی نه خدایی خوشتون میاد می‌خواین دیگه سناریو ننویسم فقط تکپارتی ها ؟
هیچی بیخیال شید زر میزنم لایک و کامنت فراموش نشه بوسسسس بهتون ❤️😗
دیدگاه ها (۱۷)

اما...چون فردا نیستم به احتمال زیادد امروز میزارمم happy bir...

شوهر نصفتون 😂 happy birthday Tommy 😗🐍🍏

عکسو رو قبلا گذاشتم ؟ حافظه ماهی 🐠سناریو درخواستی 🤍✨ وقتی به...

سناریو درخواستی 🎀🤍 وقتی میگی lips هامو جر بده 😂🤡تام : ما مزا...

وقتی متوجه میشن میخوایم خودکشی کنیم و جولومونو میگیرندریکو:ا...

عشق مافیا

Love in the dark①⑥*سه ماه بعد*ا/تخونه چانگمی بودم چانگمی: ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط