ava1250
۱۲۳
پسند
نشست تو ماشین
نشست تو ماشین
دستاش می لرزید
بخاری رو روشن کردم،
گفت: ماشینت بوی دریا میده
گفتم: ماهی خریده بودم!
گفت: ماهیمرده که بوی دریا نمیده!
گفتم: هر چیزی موقع مرگ
بوی اونجایی رو میده که دلتنگش می شده...
گفت: من بمیرم، بوی تورو میدم؟
دانلود
۲۱.۳k
۱۴ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (
۰
)
### 🌑 پارت دوم: معاملهای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...
عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...
رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴
لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگکوکچند ثانیه بعد، چراغها دوباره رو...
A Shadow Named You سایهای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...
چند پارتی بازی ممنوع
صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...
پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...
سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت
سناریو بلو لاکموضوع : اگه موقع آشپزی دستمون رو با چاقو ببریم...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین