قلدر عاشق

☆قلدر عاشق ☆
part:8


ویو ات:
میخواستم از کلاس برم بیرون که یهو جونگین گفت:
×هوی ات کجا یادت رفته پروژه داریم؟
_اولن درست حرف بزن دومن نمیخواد تو درست کنی خودم تنهایی درست میکنم ولی به استاد میگیم توهم درست کردی
×نمیخواد تنها درست کنی خودمم درست میکنم
_گفت...
×ات خودم دارم میگم میخوام درست کنم پس لطفا بس کن
_هوفف باش
×خونه ی من یا خونه ی تو؟
_ها؟؟(منحرف گرامی:بنده🗿🤌🏻)
×منظورم پروژس میگم خونه ی من یا تو؟
_آهاااااا اومم نمد هرجا میخوای
×باشه پس خونه ی من
_باشه پس بریم

ویو جونگین:
خدایا اصن حواسم نبود خونمون خیلی بهم ریختس الان ات هم میاد فک میکنه آدم شلخته ای هستم

×آممم ات میگم میشه بریم خونه ی تو؟(کیوت)
_باششش(متعجب)


ویو جونگین:
آخییششش راحت شدم

خونه ی ات:

ویو جونگین:
واهییییییی چه خونه قشنگی دارههههه

_چرا نمیای؟
×آم هیچ خونت خیلی خوشگله داشتم نگاش میکردم
_مرسی

ویو ات:
داشتیم پروژه رو درست میکردیم که دیدم جونگین همش داره به من نگاه میکنه

_چیزی رو صورتمه؟؟
×ها؟چی؟آها نع
_خب پس چرا انقدر نگام میکنی؟
×چون خیلی خوشگلی چیز نععععع یعنی چیزه امم چیز..
_حیحی مرسی ممنون چشات قشنگ میبینه
×خب دیگه انقد حرف نزن بیا ادامه پروژه رو درست کنیم
_باش( خنده)


چند ساعت بعد:
(راستی هان خونه ی دوستش بود)

ویو ات:
بالاخره پروژه تموم شد اومدم برم یچیزی بیارم بخوریم که دیدم جونگین داره پامیشه بره

×ات من دیگه برم مرسی خیلی زحمت کشیدی
_حالا میموندی یچی بخوریم
×نع مرسی برم خیلی زحمت کشیدی مرسی
_نه بابا کاری نکردم
×خدافظ
_خدافظ

جونگین رفت یه چند دقیقه بعدش صدا زنگ در اومد فکر کردم هانه که یهو یادم افتاد هان کلید داره چرا باید زنگ بزنه
رفتم درو باز کردم که دیدم یه بچه هه توی تاریکی وایساده(یکم ترسناکمون نشه؟🎀🌝)

_هی تو چرا اونجا وایستادی(یکم بلند)
علامت بچه هه:~
~مامان و بابام ولم کردن
_آخی عزیزم میخوای بیای تو خونه؟
~باشه

ویو ات :
از تاریکی اومد بیرون که دیدم یه طرف صورتش سوخته

_حیییییی وایی تو حالت خوبههههه؟ (نگران)
~خوبم صورتم توی یه آتیش سوزی سوخته
_ای وای(هنوز نگران)

بچه هه اومد تو خونه


_چیزی میخوری؟
~یکم آب فقط
_باش همین جا رو مبل بشین تا من بیارم واست آب رو
~یه سوالی دارم راستش
_بگو
~شما ازدواج کردی؟
_نع چطور
~هیچی همین جوری

ویو ات:
رفتم واسش آب بیارم که یهووووو

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پارت بعد قراره ترسناک باشههه هار هار هار هار هار(خنده شیطانی🗿😂)

مرسی فیکم رو خوندی واسه ی تاخیر معذرت میخوام🎀🤏🏻🩰
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی تهیونگدرخواستی:موضوع :وقتی تو کافه باهم آشنا شدین و ...

واکنش من:لالالالالالالالالالالالا🌝🎀

حق یا چی 🥲🤏🏻🎀اصکی از ایشون 🫂🎀:@niyayeshaskari

کراشممممم🎀🩰

پارت ۴ فیک مافیا کره که ات تشکر کرد ات: ممنون اقای کیم تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط