و اما مشروح روايات و اسناد :
و اما مشروح روايات و اسناد :
دجّال با يك چشمش ميبيند ، قامتى دراز و چشمانى زاغ دارد كه از آنها آب مى ريزد، صورتش آبله رو است و دهانش بوى بد مى دهد، دندانهايش درشت است و ناخنهايش خميده، پوست بدنش آبله دار و بى مو، در سرش نشانه شكستگى دارد، گردنش دراز، اخلاقش زشت و انگشتانش بسيار بلند است كه از وسطهاى كف دستش منشعب مى شود، صدايش طنين دار،شانه هايش بلند و پيشانى اش فراخ است، ريشش به سينه اش فرو هشته، مردى زشت خوى و ترش روست، بر مركبى سوارست كه خودش سرخ و پاهايش سبز است ، سرش چون كوهى بلند و پشتش متناسب با آنست. بر پيشانى اش دو سطر نوشته شده كه هر مؤمنى آنرا مى خواند و هركافرى آنرا تكذيب مى كند، و آن اينكه هر كس از تو پيروى كند شقاوتمند است و هر كس از تو جدا شود خوشبخت است، بيشتر لشكريانش از يهوديان و زنازادگان است. در طرف راست او كوهى سبز و در طرف چپش كوهى سياه است كه با او راه مخفى روند و همراه او توقف مى كنند. مى گويد: اين بهشت منست و اين يكى از دوزخ من. هر كس از من پيروى كند او را به بهشت مى برم و هر كس نافرمانى كند او را با شمشير نقمت خود تأديب مى كنم. در حالي که بهشت او آتش و جهنم او نعمت است
آيا براى شما در مورد دجّال حديثى بگويم كه هيچ پيامبرى به قوم خود نگفته است؟ او ( يك چشمش) نابيناست، و چيزى همانند بهشت و جهنّم با خود حمل مى كند، من شما را از او بيم ميدهم آنچنانكه حضرت نوح قومش را بيم داد. من شما را از او بيم مى دهم و هيچ پيامبرى نيست جز اينكه از او برحذر داشته است. ولى من به شما چيزى مى گويم كه هيچ پيامبرى به قوم خود نگفته است: مى دانيد كه او ( نابينا) است و خداوند نابينا نيست. دجّال تا نزديكى مدينه مى آيد و آنگاه سه زلزله در مدينه روى مى دهد، پس هر كافر ومنافقى از شهر بيرون مى رود و بدين سان وحشت از دجّال وارد مدينه نميشود
در روايات ديگرى آمده است كه حضرت رسول (ص) در نماز از فتنه دجّال به خدا پناه مى برد و به اصحابش مى فرمود: همراه او آتش و نورى هست، آتش او آب خنك است و آب او آتش است. هر كس از شما شيعيان آن زمان را درك كند خود را به آنچه كه آتش به نظر مى رسد بيفكند كه آنچه آتش تصوّرشود آب گوارائى است
البتّه اين معنى به نظر مى رسد كه دور از واقعيت باشد و تصوّر نمى رود كه پيامبر اكرم(ص) چنين تعبيرى را فرموده باشد، ولى در منابع اهل سنّت موجود است.
دجّال مردى درشت و چاق است و در ميان مخلوقات خدا از حضرت آدم تا پايان جهان كسى بزرگتر از او نيست.»
از روزيكه خداوند اولاد حضرت آدم را آفريده است فتنه اى بالاتر از فتنه دجّال نيست. خداوند پيامبرى نفرستاده جز اينكه امّت خود را از فتنه دجّال بيم داده است. من آخرين پيامبر و شما آخرين امّت هستيد، او بدون ترديد درميان شما خروج خواهدكرد»
هان اى مردم! خداوند پيامبرى را نفرستاده جز اينكه قوم خود را از دجّال بيم داده است وخداوند او را براى زمان شما ذخيره كرده است. اگر كارهاى او بر شما مشتبه شود، اين هرگز مشتبه نشود كه او كور است و پروردگارتان كور نيست. او بر فراز مركبى مى آيد كه بين دو گوشش يك ميل است. او خروج مى كند درحاليكه بهشت و جهنّم را با خود يدك ميكشد و كوهى از نان و رودخانه اى از آب را همراه خود حمل مى كند. بيشترين پيروانش ازيهوديان، زنان و باديه نشينان است، به همه اقطار و اكناف جهان وارد مى شود جز مكّه و حوالى مكّه، و مدينه و حوالى مدينه، كه هر دو ( مكّه و مدينه) بر او حرام است
بر دجّال حرامست كه وارد راههاى كوهستانى مدينه شود، از اين رهگذر به واديهاى نزديك آن مى آيد، در آنجا مردى از بهترين مردم به سوى او خارج مى شود و مى گويد: من گواهى ميدهم كه تو دجّال ( دروغگو ) هستى . دجّال مى گويد: اي مردم من اگر اين مرد را بكشم و سپس زنده سازم،آيا در مورد اين امر باز هم شكّ مى كنيد؟! مردم مى گويند: نه . پس او را مى كشد وسپس زنده اش مى كند. هنگامى كه او را زنده مى كند، او مى گويد : هرگز عقيده من نسبت به تو تغيير نكرده قبلاً هم در همين سطح ترا مى شناختم كه الان مى شناسم. دجّال تصميم مى گيرد كه يكبار ديگر او را بكشد ولى خداوند ديگر او را مسلّط نمى سازد. گفته شده كه آن مرد حضرت خضر عليه السّلام است،
مدّت چهل روز در روى زمين جولان مى كند، روزى چون يكماه وديگر روزهايش چون روزهاى شما، سرعتش در روى زمين چون باران است، باد به دنبالش حركت مى كند، به نزد قومى مى آيد و به طرف خود دعوت مى كند. او را تكذيب مى كنند و دست ردّ به سينه اش مى زنند، بر مى گردد، در حاليكه همه اموال آنها را (از طريق سحر وشعبده) با خودش مى برد. آنها صبح مى كنند و مى بينند كه چيزى در دست ندارند. آنگاه به سوى آنها باز مى گردد و آنها را به سوى خود فرا مى خواند و همگى او راتصديق مى كنند و دعوتش را مى پذيرند. به آسمان م
دجّال با يك چشمش ميبيند ، قامتى دراز و چشمانى زاغ دارد كه از آنها آب مى ريزد، صورتش آبله رو است و دهانش بوى بد مى دهد، دندانهايش درشت است و ناخنهايش خميده، پوست بدنش آبله دار و بى مو، در سرش نشانه شكستگى دارد، گردنش دراز، اخلاقش زشت و انگشتانش بسيار بلند است كه از وسطهاى كف دستش منشعب مى شود، صدايش طنين دار،شانه هايش بلند و پيشانى اش فراخ است، ريشش به سينه اش فرو هشته، مردى زشت خوى و ترش روست، بر مركبى سوارست كه خودش سرخ و پاهايش سبز است ، سرش چون كوهى بلند و پشتش متناسب با آنست. بر پيشانى اش دو سطر نوشته شده كه هر مؤمنى آنرا مى خواند و هركافرى آنرا تكذيب مى كند، و آن اينكه هر كس از تو پيروى كند شقاوتمند است و هر كس از تو جدا شود خوشبخت است، بيشتر لشكريانش از يهوديان و زنازادگان است. در طرف راست او كوهى سبز و در طرف چپش كوهى سياه است كه با او راه مخفى روند و همراه او توقف مى كنند. مى گويد: اين بهشت منست و اين يكى از دوزخ من. هر كس از من پيروى كند او را به بهشت مى برم و هر كس نافرمانى كند او را با شمشير نقمت خود تأديب مى كنم. در حالي که بهشت او آتش و جهنم او نعمت است
آيا براى شما در مورد دجّال حديثى بگويم كه هيچ پيامبرى به قوم خود نگفته است؟ او ( يك چشمش) نابيناست، و چيزى همانند بهشت و جهنّم با خود حمل مى كند، من شما را از او بيم ميدهم آنچنانكه حضرت نوح قومش را بيم داد. من شما را از او بيم مى دهم و هيچ پيامبرى نيست جز اينكه از او برحذر داشته است. ولى من به شما چيزى مى گويم كه هيچ پيامبرى به قوم خود نگفته است: مى دانيد كه او ( نابينا) است و خداوند نابينا نيست. دجّال تا نزديكى مدينه مى آيد و آنگاه سه زلزله در مدينه روى مى دهد، پس هر كافر ومنافقى از شهر بيرون مى رود و بدين سان وحشت از دجّال وارد مدينه نميشود
در روايات ديگرى آمده است كه حضرت رسول (ص) در نماز از فتنه دجّال به خدا پناه مى برد و به اصحابش مى فرمود: همراه او آتش و نورى هست، آتش او آب خنك است و آب او آتش است. هر كس از شما شيعيان آن زمان را درك كند خود را به آنچه كه آتش به نظر مى رسد بيفكند كه آنچه آتش تصوّرشود آب گوارائى است
البتّه اين معنى به نظر مى رسد كه دور از واقعيت باشد و تصوّر نمى رود كه پيامبر اكرم(ص) چنين تعبيرى را فرموده باشد، ولى در منابع اهل سنّت موجود است.
دجّال مردى درشت و چاق است و در ميان مخلوقات خدا از حضرت آدم تا پايان جهان كسى بزرگتر از او نيست.»
از روزيكه خداوند اولاد حضرت آدم را آفريده است فتنه اى بالاتر از فتنه دجّال نيست. خداوند پيامبرى نفرستاده جز اينكه امّت خود را از فتنه دجّال بيم داده است. من آخرين پيامبر و شما آخرين امّت هستيد، او بدون ترديد درميان شما خروج خواهدكرد»
هان اى مردم! خداوند پيامبرى را نفرستاده جز اينكه قوم خود را از دجّال بيم داده است وخداوند او را براى زمان شما ذخيره كرده است. اگر كارهاى او بر شما مشتبه شود، اين هرگز مشتبه نشود كه او كور است و پروردگارتان كور نيست. او بر فراز مركبى مى آيد كه بين دو گوشش يك ميل است. او خروج مى كند درحاليكه بهشت و جهنّم را با خود يدك ميكشد و كوهى از نان و رودخانه اى از آب را همراه خود حمل مى كند. بيشترين پيروانش ازيهوديان، زنان و باديه نشينان است، به همه اقطار و اكناف جهان وارد مى شود جز مكّه و حوالى مكّه، و مدينه و حوالى مدينه، كه هر دو ( مكّه و مدينه) بر او حرام است
بر دجّال حرامست كه وارد راههاى كوهستانى مدينه شود، از اين رهگذر به واديهاى نزديك آن مى آيد، در آنجا مردى از بهترين مردم به سوى او خارج مى شود و مى گويد: من گواهى ميدهم كه تو دجّال ( دروغگو ) هستى . دجّال مى گويد: اي مردم من اگر اين مرد را بكشم و سپس زنده سازم،آيا در مورد اين امر باز هم شكّ مى كنيد؟! مردم مى گويند: نه . پس او را مى كشد وسپس زنده اش مى كند. هنگامى كه او را زنده مى كند، او مى گويد : هرگز عقيده من نسبت به تو تغيير نكرده قبلاً هم در همين سطح ترا مى شناختم كه الان مى شناسم. دجّال تصميم مى گيرد كه يكبار ديگر او را بكشد ولى خداوند ديگر او را مسلّط نمى سازد. گفته شده كه آن مرد حضرت خضر عليه السّلام است،
مدّت چهل روز در روى زمين جولان مى كند، روزى چون يكماه وديگر روزهايش چون روزهاى شما، سرعتش در روى زمين چون باران است، باد به دنبالش حركت مى كند، به نزد قومى مى آيد و به طرف خود دعوت مى كند. او را تكذيب مى كنند و دست ردّ به سينه اش مى زنند، بر مى گردد، در حاليكه همه اموال آنها را (از طريق سحر وشعبده) با خودش مى برد. آنها صبح مى كنند و مى بينند كه چيزى در دست ندارند. آنگاه به سوى آنها باز مى گردد و آنها را به سوى خود فرا مى خواند و همگى او راتصديق مى كنند و دعوتش را مى پذيرند. به آسمان م
- ۲۲.۸k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط