***اکتفا***

***اکتفا***

روز و شب نامت را صدا کردم
هرچه بود و نبود را رها کردم
خواستم تمام هستی ام تو باشی
برایت غرورم را هم فدا کردم
ناگه اما چه کردی تو بامن
که حتی خود را ز خود جدا کردم
درآن گه کسی با من نبود
رو به آسمان خدارا صدا کردم
ربـــــــــــــاه
چرا این میشود پایان کار
مگر من درحقش چه جفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم
نخواهم بمانم بعد از جفا و جور
یاری که در حقش فقط وفا کردم
ببر مرا ببر ای بهترین دوست
که من به همین یک لحضه اکتفا کردم*
دیدگاه ها (۱)

روز و شب نامت را صدا کردم هرچه بود و نبود را رها کردمخواستم ...

روز و شب نامت را صدا کردم هرچه بود و نبود را رها کردمخواستم ...

تورا قسم به عشقمان دگر مرا رها مکنبه عاشقانه ها قسم به دل ست...

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

سهم من از باتو بودن شکستن بود،از قلبت به منکوله باری غمها رس...

از روی ادب به رسم هر روز صبح سلام بر سالار شهیدان آقا امام ح...

پارت دو همسرم از من خواست حال که نمی تواند بر سر مزار برادرن...

مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید مهربانم م...

RED MOON=P1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط