برمستی من حد سزاوار زدند

برمستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند
دیدگاه ها (۱)

یا اله الخلق یا رب الفلق ای خدای انجم و شمس و شفق از تو می خ...

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم سحرى با نظر لطف تو بیدار شو...

التماس دعادوستای خوبم

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ... لرزشی روی میز کنا...

عاشقانه های شبنم

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پارت ۱ساعت ۴ و ۲۳ دقیقه ی صبح_جیمین:روی تختم خونه ی خودم خوا...

رمان دخت من

تکپارتی

"Leaving was a mistake"single part. همون لحظه بهترین چیز دنی...

چند حدیث شریف در مورد اهمیت «نگه داشتن زبان» اولیت و اولویت...

پارت ۳۲ روز بعد_ساعت ۴ و ۳۲ دقیقه عصر_تهیونگ:بعد از اینکه دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط