یکی از معلم ها تعریف میکرد:

یکی از معلم ها تعریف میکرد:
سالها پیش معلم یه روستا بودم
یکبار که به بچه ها گفتم برای روز معلم انشا بنوسین یکیشون نوشته بود :
درآن سرمایی که سگ از خانه ی خود بیرون نمی آید معلم ما به مدرسه می آید!!!!!
دیدگاه ها (۳)

برادرم ابـــرو برداشتنتو تحمل کردم…. ناخـــن بلند کردنتو تحم...

هر چه را برای خود نمی پسندی . بکن تو پاچه ی دیگران . اینجا ا...

یکی از افتخارات دوران ابتدایی من اینه که مبصر کلاس بودم . . ...

یارو نشسته بود لب دریا گفت: خدایا… یا بُکشَم یا کمکم کن…! یک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط