هوا سرد است

هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا..
من دسته‌های نرگس زمستانیتون را در راه می‌چینم.
دیدگاه ها (۲)

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوشم با تو چقدر وا...

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنمشرر...

کﺎﺵ ﻣﻲ ﺷﺪ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻮﻫﺮ ﺁﺑﻲ ﻧﻮﺷﺖﺍﻳﻦ ﻏﺰﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﻲ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻣﻬ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط