قاصدک!

قاصدک!
شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه‌ی باغ
سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد!

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

گاهی دلت میخواد چنان تنهاییت را تنگ بغل کنی که هیچ کس نفهمد....

یک غزل آورده ام ، یک بوسه جایش میدهی ؟بوسه ای کشدار و شیرین ...

مردها را باید در چهارخانه ی پیراهنشان جستجو کرد...در آستینها...

بگو چه را بهانه کنم برای دیدنتکدام حیله‌ی عاشقانه؟کدام زیرکی...

یاد تو شیرین‌تر‌ین بهانه‌ای‌ست، که می‌توان با آن به رنج‌های ...

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!بجز از عشق دگر، هر چه دلت...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط