‏مترسک گفت : گندم،تو گواه باش ما را براي ترساندن آفريدند

‏مترسک گفت : گندم،تو گواه باش ما را براي ترساندن آفريدند اما من تشنه ي عشق پرنده اي بودم که سهمش از من تنها گرسنگي بود..
دیدگاه ها (۱)

سوختنـــم را دیدے و خندیـــــــــدے خنـــده ات را دیـدم و سو...

اگه دیدی دارم با شیطان چایی میخورم،حق قضاوت نداری دارم به را...

وقتی کسی داره با تمام وجود نصیحتت میکنه، مخاطبش تو اون لحظه ...

به قول شازده کوچولو : زیبایید ، اما خالی هستید.برایتان نمیشو...

مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الم...

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده ی عاشقی بودم که میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط