Paet

Paet3۷


پرش زمانی به هفته بعد ......................................................

ات ویو
الان یک هفته است که از اون اتفاق گزشته ولی ته خیلی ضعیف شده همش تو فکره و غذا نمیخوره
امروز با کل بچه ها بخواطر اینکه حال و هوای ته عوض بشه میخوایم بریم ساحل
میخوام یک حقیقتیو بهتون بگم که تا حالا حتی اسمشم نیاوردم شاید خیلی یهویی باشه و همه تو شک برن ولس من حیلی وقته عاشق ته هستم خب مهم نیست چون من نمیتونم بهش برسم که ولی خیلی دوست دارم توجه ته جمع کنم آخه... خب چیزه.....عاممم یک دختری هست خیلی بهش می‌چسبه خیلی دختر ساده ای خیلی هم خوبه مهربونه و خیلی خوشگله حتی از منم خوشگل تره ولی به هر حال داره به عشق من می‌چسبه من خوشم نمیاد بخواطر همسن یک لباس خیلی خیلی کوتاه میخوام بپوشم ته هیچوقت نمیزاره ولی ماله این دختره میزاره کوتا بپوشه
به هر حال پوشیدمش(عکس لباس میزارم)
رفتم جلو ایته رژگونه ریمل و تینت زدم ولی خیلی کیوت شدممم
به هر حال رفتم پایین دیدم دختره لباسش از من کوتاه تره ولی به هر حال من لباسم خوشگل تره

ات:بریم
ته:ب...بریم(محو شدن)


ته ویو
به کجا نگاه میکنی حداقل به صورتش نگاه کن چرا به پاهاش نگاه میکنی اصلا نگاش نکن رفتیم سوار پاشین شدیم و همرو سوار کردیم ولی چوم برا یک نفر جا نبود ات و لونا رو صندلی جلو نشستن که لونا سمت من بود و ات سمت در و به بیرون نگاه می‌کرد مگه ناراحته رفتیم ساحل رفتیم نشستیم ات کناز بقیه دختره نشست و لونا اومد پیش من
دیدگاه ها (۰)

Part3۸ات ویومیخوام دیگه به بچه ها بگم ات:بچ....................

Part۳۹ته: وای اینجا ماله خیلی وقته پیشه خاک گرفته خیلیم خاک ...

Part3۶ته: ولش کنیم بریم بیرون رفتیم نشستیم تو ماشین سوهو پش ...

Part3۵ته:اهم بسه دیگه بریمپرش زمانی به ساعت به ۲ صبح...........

دوپارتی دنیای مجازی ما part 1

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و ازت بدشون میاد ادامه : ویو یوری ر...

#قمار_سرنوشت پارت¹( تهیونگ = ته )ویو ته : لونا دو سه روز بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط