🚩السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
🚩السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
🚩"روضه ورود کاروان امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا"
قسمت اول:
🔸️روضه ورود کاروان حسینی به سرزمین کربلا از زبان مولای هستی امیرالمومنین علی علیه السلام"
🌴شیخ صدوق در کتاب امالی از ابن عباس روایت میکند: حضرت امیر علیه السلام عازم صفین شد؛ وقتی به نینوا(کربلا) و شط فرات رسید؛ با صدای بلند فرمود:
«آیا میدانی اینجا چه جایی است؟» گفتم: نه یا امیر المؤمنین.
فرمود: «اگر تو همانند من از این سرزمین آگاه بودی از اینجا نمی رفتی تا مثل من گریه کنی!!»
آنگاه آن بزرگوار به قدری گریه کرد که محاسن مبارکش خیس شد و اشکهایش به سینه مقدسش فرو ریخت! و ما نیز با آن حضرت شروع به گریه کردن نمودیم؛
آن بزرگوار میفرمود: «آه! آه! مرا با آل ابوسفیان چه کار! مرا با آل حرب که حزب شیطان است(چه کار! و مرا) با دوستداران کفر چه کار!
(بعد رو به حسینش نمود و فرمود:)
ای ابا عبداللَّه! صابر باش، زیرا پدر تو نیز مثل آنچه تو از ایشان خواهی دید، دیده است.» (۱)
(یعنی حسین من؛ یه روز میاد که این قوم در حق تو ظلم کنند همان طور که در حق من ظلم کردن).
«مَرَّ امیرُ المُؤمِنینَ (علیهالسّلام) بِکَربَلاءَ فی اُناسٍ مِن اصحابِهِ، فَلَمّا مَرَّ بِهَا اغرَورَقَت عَیناهُ بِالبُکاءِ، ثُمَّ قالَ: هذا مُناخُ رِکابِهِم، وهذا مُلقی رِحالِهِم، وهُنا تُهرَقُ دِماؤُهُم، طوبی لَکِ مِن تُربَةٍ، عَلَیکِ تُهرَقُ دِماءُ الاَحِبَّةِ!»
در کتاب کامل الزیارات روایت شده است: امیر مؤمنان علی (علیهالسّلام) با گروهی از یارانش از کربلا گذشت. به آن جا که رسید، اشکْ چشمانش را پر کرد و سپس فرمود: «این جا خوابگاه شتران آنها و این جا جایگاه اسباب سفرشان است و این جا خونشان ریخته میشود. خوشا به حال تو ـای خاک ـ که خونهای عاشقان، بر روی تو ریخته میشود!».(۲)
در کتاب کامل الزیارات به نقل از جابر، از امام صادق (علیه السلام): امام علی (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ای ابا عبداللّه! تو هماره اسوه بودهای [و هستی]». حسین (علیه السلام) فرمود: فدایت شوم! حال من، چگونه خواهد بود؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «تو آنچه را آنان ندانستند، دانستی و دانا به زودی از دانش خود، سود میبَرد.
پسر عزیزم! بشنو و ببین: سوگند به آن که جانم به دست اوست، بنی امیّه خونت را خواهند ریخت؛ ولی نمیتوانند تو را از دینت جدا کنند و خدا را از یاد تو ببرند.»(۳)
الإرشاد به نقل از جویریّة بن مسهر عبدی آورده است:
هنگامی که با امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) به طرف صفّین میرفتیم، به منطقه کربلا رسیدیم. امام (علیه السلام) در کناره لشکر ایستاد و سپس به چپ و راست نگاه کرد و گریست
و سپس فرمود: «به خدا سوگند، این جا خوابگاه مرکبها و جای کشته شدن آنهاست.»،
به او گفته شد: ای امیرمؤمنان! این جا کجاست؟ فرمود: «این جا کربلاست. گروهی در آن، کشته میشوند که بدون حساب به بهشت وارد میشوند»
و سپس حرکت کرد.(۴)
مُسنَد ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن نُجَی آورده است؛
لشکر در مسیر صفین هنگامی که از کنار نینوا میگذشت، امام على (علیه السلام) ندا داد: «صبر داشته باش، ابا عبداللّه! صبر داشته باش، ابا عبداللّه! در کنار فرات!».
گفتم: یعنی چه؟ فرمود: «روزی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدم و چشمانش اشکبار بود.
پرسیدم: ای پیامبر خدا! آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ چرا اشک از چشمانت سرازیر است؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل، اندکی پیش، از نزدم رفت. او برایم گفت که حسین در کنار رود فرات، کشته میشود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل گفت: آیا میخواهی خاک آن جا را ببویی؟ گفتم: آری. و جبرئیل، دستش را دراز کرد و مشتی از خاک آن جا را به من داد و من دیگر نتوانستم جلوی ریزش اشک خود را بگیرم.»(۵)
منابع:
۱_ الأمالی( للصدوق)، ص597، ح5.
۲_ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۲۴۸.
۳_ کامل الزیارات: جلد۱ کتاب صفحه ۲۸۲؛/ بحار الأنوار: جلد ۱ صفحه ۲۹۵.
۴_ الإرشاد: ج 1 ص 332، كشف الیقین: ص 100 ح 92.
۵_ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۲۵۷.
(با استفاده از پایگاه های اطلاع رسانی: ویکی فقه و نوید شاهد).
حمید رضا رضایی اورگانی
قم المقدسه
اللهم عجل لولیک الفرج
🚩"روضه ورود کاروان امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا"
قسمت اول:
🔸️روضه ورود کاروان حسینی به سرزمین کربلا از زبان مولای هستی امیرالمومنین علی علیه السلام"
🌴شیخ صدوق در کتاب امالی از ابن عباس روایت میکند: حضرت امیر علیه السلام عازم صفین شد؛ وقتی به نینوا(کربلا) و شط فرات رسید؛ با صدای بلند فرمود:
«آیا میدانی اینجا چه جایی است؟» گفتم: نه یا امیر المؤمنین.
فرمود: «اگر تو همانند من از این سرزمین آگاه بودی از اینجا نمی رفتی تا مثل من گریه کنی!!»
آنگاه آن بزرگوار به قدری گریه کرد که محاسن مبارکش خیس شد و اشکهایش به سینه مقدسش فرو ریخت! و ما نیز با آن حضرت شروع به گریه کردن نمودیم؛
آن بزرگوار میفرمود: «آه! آه! مرا با آل ابوسفیان چه کار! مرا با آل حرب که حزب شیطان است(چه کار! و مرا) با دوستداران کفر چه کار!
(بعد رو به حسینش نمود و فرمود:)
ای ابا عبداللَّه! صابر باش، زیرا پدر تو نیز مثل آنچه تو از ایشان خواهی دید، دیده است.» (۱)
(یعنی حسین من؛ یه روز میاد که این قوم در حق تو ظلم کنند همان طور که در حق من ظلم کردن).
«مَرَّ امیرُ المُؤمِنینَ (علیهالسّلام) بِکَربَلاءَ فی اُناسٍ مِن اصحابِهِ، فَلَمّا مَرَّ بِهَا اغرَورَقَت عَیناهُ بِالبُکاءِ، ثُمَّ قالَ: هذا مُناخُ رِکابِهِم، وهذا مُلقی رِحالِهِم، وهُنا تُهرَقُ دِماؤُهُم، طوبی لَکِ مِن تُربَةٍ، عَلَیکِ تُهرَقُ دِماءُ الاَحِبَّةِ!»
در کتاب کامل الزیارات روایت شده است: امیر مؤمنان علی (علیهالسّلام) با گروهی از یارانش از کربلا گذشت. به آن جا که رسید، اشکْ چشمانش را پر کرد و سپس فرمود: «این جا خوابگاه شتران آنها و این جا جایگاه اسباب سفرشان است و این جا خونشان ریخته میشود. خوشا به حال تو ـای خاک ـ که خونهای عاشقان، بر روی تو ریخته میشود!».(۲)
در کتاب کامل الزیارات به نقل از جابر، از امام صادق (علیه السلام): امام علی (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ای ابا عبداللّه! تو هماره اسوه بودهای [و هستی]». حسین (علیه السلام) فرمود: فدایت شوم! حال من، چگونه خواهد بود؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «تو آنچه را آنان ندانستند، دانستی و دانا به زودی از دانش خود، سود میبَرد.
پسر عزیزم! بشنو و ببین: سوگند به آن که جانم به دست اوست، بنی امیّه خونت را خواهند ریخت؛ ولی نمیتوانند تو را از دینت جدا کنند و خدا را از یاد تو ببرند.»(۳)
الإرشاد به نقل از جویریّة بن مسهر عبدی آورده است:
هنگامی که با امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) به طرف صفّین میرفتیم، به منطقه کربلا رسیدیم. امام (علیه السلام) در کناره لشکر ایستاد و سپس به چپ و راست نگاه کرد و گریست
و سپس فرمود: «به خدا سوگند، این جا خوابگاه مرکبها و جای کشته شدن آنهاست.»،
به او گفته شد: ای امیرمؤمنان! این جا کجاست؟ فرمود: «این جا کربلاست. گروهی در آن، کشته میشوند که بدون حساب به بهشت وارد میشوند»
و سپس حرکت کرد.(۴)
مُسنَد ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن نُجَی آورده است؛
لشکر در مسیر صفین هنگامی که از کنار نینوا میگذشت، امام على (علیه السلام) ندا داد: «صبر داشته باش، ابا عبداللّه! صبر داشته باش، ابا عبداللّه! در کنار فرات!».
گفتم: یعنی چه؟ فرمود: «روزی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدم و چشمانش اشکبار بود.
پرسیدم: ای پیامبر خدا! آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ چرا اشک از چشمانت سرازیر است؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل، اندکی پیش، از نزدم رفت. او برایم گفت که حسین در کنار رود فرات، کشته میشود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل گفت: آیا میخواهی خاک آن جا را ببویی؟ گفتم: آری. و جبرئیل، دستش را دراز کرد و مشتی از خاک آن جا را به من داد و من دیگر نتوانستم جلوی ریزش اشک خود را بگیرم.»(۵)
منابع:
۱_ الأمالی( للصدوق)، ص597، ح5.
۲_ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۲۴۸.
۳_ کامل الزیارات: جلد۱ کتاب صفحه ۲۸۲؛/ بحار الأنوار: جلد ۱ صفحه ۲۹۵.
۴_ الإرشاد: ج 1 ص 332، كشف الیقین: ص 100 ح 92.
۵_ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۲۵۷.
(با استفاده از پایگاه های اطلاع رسانی: ویکی فقه و نوید شاهد).
حمید رضا رضایی اورگانی
قم المقدسه
اللهم عجل لولیک الفرج
- ۱۲۲
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط