به خدا گفتم: خسته ام!

به خدا گفتم: خسته ام!
گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم نا امید نشوید"
گفتم: کسی ازدلم خبر ندارد،
گفت: "ان الله بین المرء وقلبه، خدا حائل است میان انسان و قلبش"
گفتم: کسی را ندارم،
گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید، ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم"
گفتم: انگار قدری مرا فراموش کرده ای!
گفت: "فاذکرونی اذکرکم، مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم...!!!
دیدگاه ها (۵)

نمی تواند شاهکار آفرینش نباشد، وقتی تار و پود جسم و جانش را ...

کاش من گاهی مرد بودم!میشد تنهایی ام را به خیابان بیاورم و نگ...

براي همه خوب باش، آنكه فهميد هميشه كنارت مي ماند و آن كس كه ...

دیوانه ات می کنند "مسائلی" که در ذهنت به جای حل شدن، ته نشی...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۲۳در پادکست بیست و سوم می‌شنوید:•...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :بنابراین، نمی‌شود نام ه...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم خسته ام !گفت [لا تنقطوا من رحمت الله] ، از رحمتم...

به خدا گفتم خسته ام، گفت لاتنقطوا من رحمه الله ، از رحمت خدا...

گفتم: خسته ام…. گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله…از رحمت خدا ناا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط