او می دوید و من می دویدم

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می‌نشست و من می‌نشستم
او روی سینه من در مقابل
او میکشید و من میکشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل
او می‌برید و من می‌بریدم
او از حسین سر من از حسین دل .‌‌‌..

#محرم_حسینی #امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
دیدگاه ها (۰)

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 135✦...................

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

من این پارتو گذاشته بودم ولی نیومده بود ببخشید _____________...

رقیه بنت الحسین

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط