چقدر ساده بهم ریختی روان مرا

چقدر ساده بهم ریختی روان مرا
بریده قصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
دیدگاه ها (۱)

میدونی این روزا خیلی خوب داری قلبتو میبازیتو رویات با اون آی...

میخوام دستتو بگیرمپیش تو بشینمحس کنم نفستومنو دنبالت میکشونی...

بهترین نوع مرگ خودکشهعلاوهوبر عذاب وجدان اطرافیانت آرامش درو...

فارغ از دردفارغ از آگاهیفارغ از هرچی هستکنج دیواریحتی فرض نم...

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط