همیشه میگفتم تا دکترا نگیرم و خونه و ماشین و امکانات نداش

همیشه میگفتم تا دکترا نگیرم و خونه و ماشین و امکانات نداشته باشم عممممممممرن سمت عاشقی و ازدواج و... نمیرم!
آدمی هم نبودم که بخوام الکی و از روی هوس با احساسات کسی بازی کنم و هی ازین شاخه به اون شاخه بپرم!
خلاصه هر روز که میگذشت و علیرضا حرفای منو میشنید، میگفت علی داری عاشق میشیااااا
منم انکار میکردم! میگفتم من همین الان اراده کنم، میتونم تمومش کنم!!!!
درست مث کسی که معتاد میشه و خبر نداره!!!!
منم داشتم عاشق میشدم بدون اینکه خودم بفهمم!
دیدگاه ها (۱)

اون وقتا، امکانات ارتباطی مث الان نبود...تنها راه ارتباط تلف...

روزا به همین ترتیب با بیم و امید و شور و هیجان میگذشت...خیلی...

اون وقتا، ینی سال 76 که سال چهارم دانشگاه بودم، توو یه شرکت ...

پروردگارا! حالا که امسال خونه ات رامون نمیدی، بالاغیرتاً مهم...

#مافیای_عاشق p:6 خب سلام سلام قشنگ های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط