«زندگی، آن تابلویِ بی‌نقصی نشد که در کودکی با مدادرنگی‌ها

«زندگی، آن تابلویِ بی‌نقصی نشد که در کودکی با مدادرنگی‌هایِ پر از امید، در ذهنمان ترسیم می‌کردیم. جاده‌ای که گمان می‌بردیم هموار و مزیّن به شکوفه‌هاست، مسیرِ سنگلاخی شد پُر از دو راهی‌هایِ بی‌رحم، رفتن‌هایِ ناگهانی و سکوت‌هایِ طولانی.

ما در میانه‌یِ این شاهراهِ مه‌آلود ایستاده‌ایم و به آرزوهایِ به گِل نشسته‌ای می‌نگریم که روزگاری تمامِ دارایی‌مان بودند. باد، برگ‌هایِ تقویم را می‌برد و ما هر روز با نسخه‌ای از خودمان روبرو می‌شویم که هرگز گمان نمی‌کردیم به آن بدل شویم.

با این حال، شاید عمیق‌ترین بخشِ زیستن همین پذیرش باشد؛ پذیرشِ اینکه زندگی همواره طرحِ خود را بر جانِ ما می‌کشد، نه نقشه‌یِ ما را بر تنِ خویش. ما در میانه‌یِ این "نشدن‌ها"، صبورتر، عمیق‌تر و شاید کمی خسته‌تر، اما در نهایت، "انسان‌تر" شدیم. ما یاد گرفتیم که حتی با رویاهایِ شکسته نیز می‌توان به راه ادامه داد.»
دیدگاه ها (۴)

می‌گویند عشق اول، همان شعله‌ای است که برای همیشه در تاریک‌تر...

بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان نیستند؛ سفری هستند که بعد از تمام...

از میان ۱۲۰۰ نفر، سهم من فقط چند ثانیه بود؛چند ثانیه از نگاه...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

یاد نوشته‌ی طنزی افتادم که می‌گه خونه‌ی پدری هر کاری کردیم گ...

وقتی حالم خوب نبود این کتابا حالمو خوب کردن :🦋۱. کتاب «کتابخ...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

🔥چرخه‌ی آشوب؛ چرا جهان در آستانه‌ی یک تحول بزرگ است؟»▪️سری ج...

نیکزاد افرسی نیا هرسین تنهایی انسان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط