. . یه روز عدد 10 مهمونی میگیره...

. . یه روز عدد 10 مهمونی میگیره...
همه عددارو دعوت میکنه 0,1,2,3,4,5,6,7,9 به جز عدد 8..
چون از عدد 8 اصن خوشش نمی یومد. خلاصه شب مهمونی میرسه و عدد 10 میاد ببینه مهمونا چیزی کم ندارن که یهو!!!
چشمش میوفته میبینه عدد 8 داره وسط مهمونا میرقصه. میاد وسط و یکی میخوابونه زیر گوش 8 میگه کی تورو دعوت کرده؟مگه من نگفتم تو حق نداری بیای؟ عدد 8 همینطوری که اشک تو چشماش جمع شده بود با بغض عدد 10 رو بغل کرد و گفت:من صفرم دستمال بستم دوره کمرم واستون عربی برقصم...... !!!!!!!!!
#....بیایید زود قضاوت نکنیم....#
;-):-)
دیدگاه ها (۲۶)

سلام صبحتون بخیر ....

از عجایب زبان فارسیجای خالی را با یکی از کلمات (بله/خیر) پر ...

صبح بخیر...

سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط