پارت
پارت[19]
تهیونگ:بعد اگر دوباره بگیره چی؟
ا/ت:خب باشه
تهیونگ:موهای ا/تو کنار میزنه دستشو میببره تویه گردنش یکم ماساژ میده
ا/ت:خوب شد
تهیونگ:اوکی برو پایین منم الان میام
ا/ت:باشه
ا/ت رفت پایین
تهیونگم لباساشو عوض کرد
رفت پایین
داشت میرفت سمت در ا/ت اومد سمتش....
ا/ت:تهیونگ کجا میری
تهیونگ:کار دارم
ا/ت:من اینجا تنها بمونم؟
تهیونگ:ا/ت دیرم شده تنها نیستی آجوما اینا هستن من رفتم
ا/ت:لبشو پایین میده بعد میره تویه اتاقش هیچیم نخورد کل روز فقط یه آب خورد و رویه تختش نشست
ساعت 1شب
تهیونگ اومد درو زد آجوما درو باز کرد
اجوما:سلام پسرم
تهیونگ:سلام آجوما ا/ت کجاست؟
اجوما:تویه اتاقشه هیچیم جز اب نخورد کل روز
تهیونگ:چرا؟
اجوما:نمیدونم راستی اتاقتون امادستاااا
تهیونگ:ممنون اجوما بی زحمت امشب که من ا/تو میبرم بیرون لباسامونم جابجا کنین
اجوما:چشم
تهیونگ میره بالا اتاق ا/ت
تهیونگ:سلام خانم کوچولو
ا/ت:سلام...
تهیونگ:چیزی شده؟ (میره روبه روش میشینه دستاشو میگیره)
ا/ت(:دستشو میکشه از دست تهیونگ بیرون)
نَ هیچی نشده میخوام بخوابم شب بخیر
تهیونگ:میخوایم بریم بیرون بیدار شو نخواب راستی گشنت نیس هیچی نخوردی
ا/ت:نمیخوام بیام باهات بیرون گشنمم نیست
تهیونگ:چرا؟
ا/ت:یهو میزنه زیر گریه فقط نمیخوام ببینمت برو بیرون
تهیونگ:مگه چیکارت کردم؟
ا/ت:هیچکار فقط برو تهیونگ
تهیونگ:ا/ت؟
ا/ت:چیه؟
تهیونگ:چون امروز عمارت نبودم تنها بودی ناراحتی؟
ا/ت:ساکت موند
تهیونگ:اوهوم؟
ا/ت:اوهوم
تهیونگ:قول میدم دیگه تکرار نشه باهام آشتی کن لطفا
ا/ت:باشه قول دادیا
تهیونگ:قول...
ادامه دارد....
تهیونگ:بعد اگر دوباره بگیره چی؟
ا/ت:خب باشه
تهیونگ:موهای ا/تو کنار میزنه دستشو میببره تویه گردنش یکم ماساژ میده
ا/ت:خوب شد
تهیونگ:اوکی برو پایین منم الان میام
ا/ت:باشه
ا/ت رفت پایین
تهیونگم لباساشو عوض کرد
رفت پایین
داشت میرفت سمت در ا/ت اومد سمتش....
ا/ت:تهیونگ کجا میری
تهیونگ:کار دارم
ا/ت:من اینجا تنها بمونم؟
تهیونگ:ا/ت دیرم شده تنها نیستی آجوما اینا هستن من رفتم
ا/ت:لبشو پایین میده بعد میره تویه اتاقش هیچیم نخورد کل روز فقط یه آب خورد و رویه تختش نشست
ساعت 1شب
تهیونگ اومد درو زد آجوما درو باز کرد
اجوما:سلام پسرم
تهیونگ:سلام آجوما ا/ت کجاست؟
اجوما:تویه اتاقشه هیچیم جز اب نخورد کل روز
تهیونگ:چرا؟
اجوما:نمیدونم راستی اتاقتون امادستاااا
تهیونگ:ممنون اجوما بی زحمت امشب که من ا/تو میبرم بیرون لباسامونم جابجا کنین
اجوما:چشم
تهیونگ میره بالا اتاق ا/ت
تهیونگ:سلام خانم کوچولو
ا/ت:سلام...
تهیونگ:چیزی شده؟ (میره روبه روش میشینه دستاشو میگیره)
ا/ت(:دستشو میکشه از دست تهیونگ بیرون)
نَ هیچی نشده میخوام بخوابم شب بخیر
تهیونگ:میخوایم بریم بیرون بیدار شو نخواب راستی گشنت نیس هیچی نخوردی
ا/ت:نمیخوام بیام باهات بیرون گشنمم نیست
تهیونگ:چرا؟
ا/ت:یهو میزنه زیر گریه فقط نمیخوام ببینمت برو بیرون
تهیونگ:مگه چیکارت کردم؟
ا/ت:هیچکار فقط برو تهیونگ
تهیونگ:ا/ت؟
ا/ت:چیه؟
تهیونگ:چون امروز عمارت نبودم تنها بودی ناراحتی؟
ا/ت:ساکت موند
تهیونگ:اوهوم؟
ا/ت:اوهوم
تهیونگ:قول میدم دیگه تکرار نشه باهام آشتی کن لطفا
ا/ت:باشه قول دادیا
تهیونگ:قول...
ادامه دارد....
- ۶.۴k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط