زمستان....

زمستان....
دستان خالی پدری بود
که پشت درب مانده اما
توان در زدن نداشت




#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۳۴)

بارالهااین بار پیامبری بیاورکه ما را از دست خودمان نجات دهدم...

من دیده‌اممرگ تنها یک بار نیست#امیرعلی_قربانی

باز شب از راه رسیدتهی از من پر از خیال توو حکایت تکراری هر ش...

کبوتر جلد بام تواماسیر طوفان اگر گشتماگر دور شدمدلواپس نباشآ...

شما اماراتی ها با شیطان هم پیمان شدید!

p1وارد اتاق شد سینی رو گذاشت پیش بورام نشستمثل همیشه به جای ...

رها🦋 زدم زیر گریه..مثل آدمی که بلندترین کوه و شیب دارترین سخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط