عشقی که بهم دادی

★ عشقی که بهم دادی ★
پارت ۱۰...
چانیول: الان باید برم کیم و دیگه جاسوسی کسی رو نکن.
چانیول اینو گفت و رفت و بورامو با لبخند عجیبش تنها گذاشت.
***
لامبورگینی یونگی وارد حیاط مدرسه شد همه ی بچه ها با کنجکاوی بهش خیره شدن.
_جیمینا
یونگی جیمین رو صدا زد ولی جوابی ازش نگرفت.
_جیمین
یونگی دوباره صداش زد و جیمین تنها واکنشش این بود که لباشو تو دهنش جمع کنه.
+بهت گفتم دورتر از مدرسه پیاده ام کنی خودم میتونستم راه برم.
جیمین بدون نگاه کردن به یونگی گفت.
یونگی با شنیدن این حرفش آهی کشید و از ماشین پیاده شد.
_جیمینا
بازم جوابی ازش نگرفت تا قبل از اینکه...
_یا میری مدرسه یا همینجا میبوسمت.
جیمین با لبای آویزون از ماشین پیاده شد و یونگی واقعا دلش میخواست اون لبارو ببوسه.
_پسر خوبی باش.
با مهربونی گفت و موهای جیمینو بهم ریخت.
جیمین سریع زیر پچ پچ های بچه ها و نگاهای عجیبشون به سمت کلاسش رفت.
سورا: جیمینا
صدای زنونه ای جیمینو متوقف کرد جیمین به طرف صدا برگشت و سورا رو دید که با لبخند عجیبی بهش خیره شده بود.
+ب_بله سورا شی؟
سورا: تو به مین یونگی نزدیکی؟
سورا به جیمین نزدیکتر میشد و باعث می‌شد حس معذبی به جیمین بده...

ادامه دارد....

لایک و فالو یادت نره کوچولو🤏🏻👶🏻❤️
دیدگاه ها (۰)

★عشقی که بهم دادی★پارت ۱۱..+میشه فاصله تو حفظ کنی سورا شی؟!ج...

★عشقی که بهم دادی★پارت ۱۲..._جیمینی؟یونگی با نگاه شوکه ای به...

شروعی دوباره پارت ۵.

آلفا خوشتیپ من پارت ششم راوی : خب بریم سراغ یونمین که دیشب چ...

آلفا خوشتیپ من پارت : هفتم صبح ¥جیمین از خواب بلند شد دید یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط