چنان که ابر گره خورده با گریستنش،

چنان که ابر گره خورده با گریستنش،
چنان که گل، همه عمرش مسخّرِ شادی است،
چنان که هستیِ آتش، اسیر سوختن است،
تمام پویه‌ی انسان به سوی آزادی است

محمدرضا شفیعی کدکنی
#شفیعی_کدکنی
#زن_زندگی_آزادی
#آزادی_زنان
#آزادی
دیدگاه ها (۰)

دختر و پارتی

چنان که گل...👌❤🍀

همه شب نالم چون نیکه غمی دارم، که غمی دارمدل و جان بردی از م...

سلام و احترام🌼به وقت توییت👈ورق بزنید👈💣منافقین، شاخ براندازها...

ما حجم کتابمان فقط معروف است...ما سیخ کبابمان فقط معروف است....

خدایا پیکرم آتش گرفتهدل غم پرورم آتش گرفتهشهادت نامه را با خ...

عالم و آدم بداند من گدای مجتبایمهر چه هستم هر چه باشم از برا...

بخون داستان عاشقانه همای وهمایون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط