پاهایم
پاهایم
خسته ی هزاران راه نرفته اند
و دستانم
به از دست دادن
خو گرفته اند انگار!
گاهی آنقدر ویرانم
که می خواهم از هر چه هست فرار کنم
از هر چه تنهائیست!
اما افسوس!
افسوس هرچه می دوم نمی رسم
به خودم در کنار تو.......
خسته ی هزاران راه نرفته اند
و دستانم
به از دست دادن
خو گرفته اند انگار!
گاهی آنقدر ویرانم
که می خواهم از هر چه هست فرار کنم
از هر چه تنهائیست!
اما افسوس!
افسوس هرچه می دوم نمی رسم
به خودم در کنار تو.......
- ۴۳۴
- ۱۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط