پاهایم

پاهایم
خسته ی هزاران راه نرفته اند
و دستانم
به از دست دادن
خو گرفته اند انگار!
گاهی آنقدر ویرانم
که می خواهم از هر چه هست فرار کنم
از هر چه تنهائیست!
اما افسوس!
افسوس هرچه می دوم نمی رسم
به خودم در کنار تو.......
دیدگاه ها (۳)

میخواهمت . . . ولی . . . دوری . . .خیلی خیلی دور . . .نه دست...

مــــــــــن! چیز زیادی از دست ندادم کـــمـــــی دلــــــــ...

میگن واسه آدمی که دلشبرات تنگـــ نمیشه ...نگو دلتنگتمـ..چـــ...

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺒ...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

تو تلاش نمی کنی منو بشناسی عزیزم...اگه اینطور نبود درست وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط