مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

بوسهٔ‌ بزن بر لب‌هایم که تشنه‌ی‌ بوسه تواند‌ ، نوازش‌ کن

بوسهٔ‌ بزن بر لب‌هایم که تشنه‌ی‌ بوسه تواند‌ ، نوازش‌ کن مرا که تنم می‌طلبد‌ نوازش دستان تو را ، بند بند وجودم محتاج توست‌ و بودن تو را می‌خواهد آخ که قلبم با هرنبضی‌ که می‌زند اسم تو را فریاد می‌زند ، من نمی‌دانم اخه این مغز من کاری جز فکر کردن به تو دارد ؟؟ یا لب‌هایم جز سخته گفتن ز عشق تو چیز دیگری بلده بر روی زبان آورد ؟؟
دیدگاه ها (۲۷)

جهان را خانه خواهم کرد اگر مهمان من باشی.

بعدها دلت برایم تنگ می‌شود .

از چهره چون ماهتوز قد و کمرگاهتچون ماه نو این جانمخود را چو ...

نوشته بود: نگران نیستم !همه چیز درست می‌شود .آب ریخته روی زم...

شب دردسرساز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط