#دلبر_من

#دلبر_من

part 4

مهمانی در یک کاخ بزرگ و مجلل بود
واردکاخ شدند تهیونگ نزدشان آمد
☆اوو جونگ کوک این خانم زیبا کی هستن؟؟
+دوست دخترم
☆خوشبختم خانم......
_یون جو هستم
☆بله خوشبختم خانم یون جو
_همچنین آقای......
☆تهیونگ هستم
_بله منم خوشبختم آقای تهیونگ
☆جونگ کوک بریم اونجا بشینیم
تهیونگ به یک میز اشاره کرد و جونگ کوک تاییدکرد و به سمت میز حرکت کردند
به طرف میز رفتند
_من ی لحظه میرم سرویس بهداشتی زود میام
+باشه عزیزم
کلمه عزیزمی که جونگ کوک به یون جو گفت باعث شد قلبش تند بتپه
وارد سرویس بهداشتی شد به آینه نگاه کرد و با خودش حرف زد
_یون جو چته؟دیوونه شدی؟با ی کلمه عزیزمش دلت ریخت؟یون جو دیوونه نشو اون عاشقت نمیشه
ناگهان اشکی از چشمانش ریخت نگاهی به خودش کرد
_دختر تو جدی عاشقش شدی؟تو عاشق جونگ کوک شدی چرا؟
در همین حال که یون جو در حال حرف با خود بود جونگ کوک پشت در بود و تمام حرف های یون جو را میشنید
یون جو کمی خود را آرام کرد و بیرون رفت و با جونگ کوک رو به رو شد
_عا جونگ کوک چرا اینجایی؟؟
+اینجا خطرناک بود اومدم که حواسم بهت باشه
_آها
یون جو خواست حرکت کنه که با حرف جونگ کوک برگشت
+منم عاشقتم
یون جو برگشت و با تعجب جونگ کوک رو نگاه کرد فکر کرد با دختر دیگه ای صحبت میکنه ولی جز یون جو دختر دیگه ای نبود
_چی؟؟
+منم عاشقتم
_عا منظورت از منم چیه؟؟
+حرفاتو شنیدم
یون جو بغض کرد اشکی از چشم چپش ریخت
جونگ کوک به سمتش رفت و یون جو را در آغوش بگیر
+تو ماله منی تو تموم وجود منی گریه نکن باشه؟؟
_جونگ کوک
+جونم ملکم
_خیلی دوستت دارم

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

#دلبر_من part 5هردو بهم اعتراف کردند زود بود ولی این عشق بود...

#دلبر_من part 6یون جو بلند شدروتین پوستی با لوازم جدیدش را ا...

#دلبر_من part 3وارد اتاق شدند+بشین رو تخت_بله؟؟ +بشین روی تخ...

#دلبر_من part 2ساعت 12 ظهر بودجونگ کوک به شماره یون جو خیره ...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

تو اون دنیا می بینمت:) p19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط