غمگینترین پستی که خوندم

غمگینترین پستی که خوندم

پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه ، بعداز مدتی تعمیرکار اومد گفت :موبایلت سالمه پدرجان ،
چیزیش نیست ...
پیرمرد با صدای غمگین گفت :
پس چرا هیچکدوم از بچه هام
زنگ نمیزنن ... !
دیدگاه ها (۴)

you like it پارت⁸لباسش که پایین تخت بود و جلوش گرفت و با صدا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

برده عمارت جئون

پارت ۵

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 47ویوی جونگکوکسوار ماشین شدیم...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط