پارت

پارت : ۲۵

- جانگ! فک میکنم صحبتو باید شروع کنیم ( عصبی . سرد )
جانگ نگاهی به کوک انداخت و بعد دوباره نگاهش برگشت سمت من و همونجوری که نگام میکرد نشست


پرش به یک ساعت بعد...

همینطوری کوک. داره با این غریبه ها حرف میزنه ، وایسید یه سوال اصلا کوک چیکارس؟
خیلی عجیبه که ادم تو این سن این همه اموال به اسمش باشه و عجیب تر اینه که بیشتریا ارباب خطابش میکنن...

باصدای جانگ توجهم بهشون جلب شد
• معامله ی خوبیه جئون
نگاهش دوباره چرخید سمت من
• حالا نمیخوای این عروسکو بهمون معرفی کنی جئون ؟
کوک به من نگاه کرد و بی میل سرشو تکون داد
+ من ا.ت هستم ( سرد )
• خوشبختم عروسک خانم
+ اسممو گفتم پس دیگه بهم نگو عروسک ( سرد )
کوک پوزخند زد و بلند شد ، این حرکتش نشون میداد که جانگ باید همین الان زحمتو کم کنه
جانگ بلند شد و دستشو به سمت کوک گرفت ولی کوک خنسی نگاش کرد
جانگ هم یه اه کشید و بعد... شرشو کم کرد گیلیگیلی

کوک دستمو گرفتو مجبورم کرد از سرجام بلند بشم

- انگار خسته ای عروسک
سرمو تکون دادم
- بریم ؟
+ اوهوم
رفت سمت سالن اصلی ، سوییچو از نگهبان گرفت بعد رفتیم و سوار ماشین شدیم

پرش به چند مین بعد...

چشمام سنگینه به شدت نیاز دارم که بخوابم
- رسیدیم
+ وای نه تازه صندلی گرم شده اصلا من تو ماشین میخوابم حال ندارم بیام ، شب بخیر
صندلی رو خوابوندم... آخیش فضا برای خواب بازتر شد
صدای کوبیدن در ماشین اومد خب حتما رفت
ولی خب نرفته بود ( حرص ) در سمت من باز شد
+ من نمیام حال ندارم الکی تلاش نک...
نزاشت حرفمو تموم کنم یه دفعه براید بغلم کرد
+ وایییی ( ترس ) منو بزار زمین
- عمرا
وارد عمارت شد و بعد رفت سمت پله ها همینجوری پله هارو میرفت بالا
رسید دم در اتاقم
- تموم شد خانم تنبل
وارد اتاق شدمو یه راست پریدم رو تخت وای خدا چقدر خنکو نرمه
+ تو میتونی بگی تنبل ولی من فقط خوابم میاد ( خسته )
- باشه هرچی که تو میگی ( پوزخند )


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

سلاممم خوشگلا 🎀امیدوارم همه خوب باشید برای این غیبتای طولانی...

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۲۶ویو ا.تبا صدای الارم گوشیم بیدار شدم نگا...

سلام خوشگلا من اومدم 🎀متاسفم که این همه غیبتم طول کشید و امی...

پارت: ۲۴ویو ا.توارد کلاب شدیم و بعد رفتیم سمت vip... وایسا !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط