از آینده
از آینده
پارت ۱۲
عمارت چان اون وو
نامی: اون وو جین رو پس بدههههه( عربده)
اون وو: هووو صداتو ننداز تو گلو به خدا میام جرت میدم
نامی: زهرمار جینمو بده
اون وو: چقدر تو ساده ای خر
نامی: برا چی
اون وو : چون من سر کارت گذاشتم
نامی: گوه نخور درست زر بزن ببینم
اون وو: منو تو که با هم رفیقیم چرا انقدر زود باوری این طوری کردم بیای اینجا چون خیلی وقته نیومدی
نامی: عهه خوب بهم زنگ میزدی با جین چیکار داشتی
اون وو: گفتم یکم اذیتشون کنم الان بالا داری زار میزنه
نامی: عهه پس من برم ببرمش بعد بیام پیشت
اون وو: باشه برو
(نامی رفت پیشه جین)
نامی: جین
جین: نامییی (گریه )
جین رفت بقل نامجون
جین: من مردم از ترس کجایی عررررر
نامی: نترس بابا این دوستمه میخواست باتو منو بکشونه پیشش تا بهش سر بزنم
جین: فین پس چرا بهت زنگ نزده
نامی: کرم داشته حالا بیا برم خونه بعد من دوباره بایید بیام پپپیشش خیلی وقته بهش سر نزدم
جین: باسه
جین همون طوری تو بغل نامی برده میشه به عمارت نامجون و اونجا یه دل سیر نامجون ازش بخاطر صبح معذرت خواهی میکنه و جین یک دل نه صد دل عاشق نامی میشه
نامی: خوب من دیگه برم
جین : بیا یه دیقه
نامی : بله
جین لوپ نامی رو بوس میکنه و میگه بای به شدت خیلی کیوت
نامی: اا الان منو بوس کردی
جین: آله حالا بولو میخوام لالا کنم
نامجون از شدت کیوت بودنش نتونست دوم بیاره و ریز بوسی از لبش کرد و رفت
(تو عمارت اون وو)
نامی: چه خبرا چه میکنی
اون وو: هیچ تو چه خبر
نامی: والا منم هیچ ولی دلم برات تنگ شده بود
اون وو: منم همین طور راستی این جینه که برایش خونه چیطه
نامی : دوست پسرم
اون وو: عههه مبارکه ایشالا به پای هم پیر شید
نامی: ممنون
اون وو : دیگه چه خبر بچه ها خوبن ته خوبه کوک خوبه
نامی: سلامتی اونا هم خوبن راستی مونبین کجاست
اون وو بغض کرد
اون وو: مون.. مونبین (بغض آلود)
نامی : چیزی شده
اون وو: مونبین مرده (بغض آلود)
نامی: چیی چرا بهم نگفتی
اون وو: نمیخواستم ناراحتت کنم(بغض آلود)
نامی: نه چرا نگفتی
اون وو: دلیلو گفتم دیگه
نامی : متاسفم دلم براش تنگ میشه
اون وو: منم
نامی : خوب بحص رو عوض کنیم دیگه چه خبر.....
چطور بود ؟
بوس بوس شب بخیر ❤️❤️❤️
ا
پارت ۱۲
عمارت چان اون وو
نامی: اون وو جین رو پس بدههههه( عربده)
اون وو: هووو صداتو ننداز تو گلو به خدا میام جرت میدم
نامی: زهرمار جینمو بده
اون وو: چقدر تو ساده ای خر
نامی: برا چی
اون وو : چون من سر کارت گذاشتم
نامی: گوه نخور درست زر بزن ببینم
اون وو: منو تو که با هم رفیقیم چرا انقدر زود باوری این طوری کردم بیای اینجا چون خیلی وقته نیومدی
نامی: عهه خوب بهم زنگ میزدی با جین چیکار داشتی
اون وو: گفتم یکم اذیتشون کنم الان بالا داری زار میزنه
نامی: عهه پس من برم ببرمش بعد بیام پیشت
اون وو: باشه برو
(نامی رفت پیشه جین)
نامی: جین
جین: نامییی (گریه )
جین رفت بقل نامجون
جین: من مردم از ترس کجایی عررررر
نامی: نترس بابا این دوستمه میخواست باتو منو بکشونه پیشش تا بهش سر بزنم
جین: فین پس چرا بهت زنگ نزده
نامی: کرم داشته حالا بیا برم خونه بعد من دوباره بایید بیام پپپیشش خیلی وقته بهش سر نزدم
جین: باسه
جین همون طوری تو بغل نامی برده میشه به عمارت نامجون و اونجا یه دل سیر نامجون ازش بخاطر صبح معذرت خواهی میکنه و جین یک دل نه صد دل عاشق نامی میشه
نامی: خوب من دیگه برم
جین : بیا یه دیقه
نامی : بله
جین لوپ نامی رو بوس میکنه و میگه بای به شدت خیلی کیوت
نامی: اا الان منو بوس کردی
جین: آله حالا بولو میخوام لالا کنم
نامجون از شدت کیوت بودنش نتونست دوم بیاره و ریز بوسی از لبش کرد و رفت
(تو عمارت اون وو)
نامی: چه خبرا چه میکنی
اون وو: هیچ تو چه خبر
نامی: والا منم هیچ ولی دلم برات تنگ شده بود
اون وو: منم همین طور راستی این جینه که برایش خونه چیطه
نامی : دوست پسرم
اون وو: عههه مبارکه ایشالا به پای هم پیر شید
نامی: ممنون
اون وو : دیگه چه خبر بچه ها خوبن ته خوبه کوک خوبه
نامی: سلامتی اونا هم خوبن راستی مونبین کجاست
اون وو بغض کرد
اون وو: مون.. مونبین (بغض آلود)
نامی : چیزی شده
اون وو: مونبین مرده (بغض آلود)
نامی: چیی چرا بهم نگفتی
اون وو: نمیخواستم ناراحتت کنم(بغض آلود)
نامی: نه چرا نگفتی
اون وو: دلیلو گفتم دیگه
نامی : متاسفم دلم براش تنگ میشه
اون وو: منم
نامی : خوب بحص رو عوض کنیم دیگه چه خبر.....
چطور بود ؟
بوس بوس شب بخیر ❤️❤️❤️
ا
- ۳.۰k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط