ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:③①

*بادیگارد رفت*
=ازش بدم میاد خیلی عشوه میومد میخواستم خودم امروز کارشو تموم کنم ولی تو کردی(خنده)
☆بابا من الان یه قاتلم(شُک)
=خب بگو ببینم این کاغذا چین
☆ا چیزه نقش داخلی شرکتم و بیرون شرکتم همه چی درباره شرکتم
=دختر کچولوم کی بزرگ شد که الان شرکت داره.. وایسا ببینم شرکتت درباره چیه
☆هوم سوالت خوب بود میخوام لوازم آرایشی که خودم تولید میکنم رو بفروشم
=عالیه دخترم(ذوق)
☆ممنونم(لبخند)
=من اینا رو برسی میکنم تو برو تا خسته نشی
☆چیزه این نسخه اصلیش نیست یعنی اینکه اینارو چاپ کردم و اونایی که با دستای خودم کشیدم رو جایی پنهان کردم بلخره که نباید شرکتم لو بره
=آفرین(برق داخل چشماش موج میزنه)
☆باشه من دیگه میرم بای بای(لبخند)
=خداحافظ (لبخند)

ویو میونگ
رفتم بیرون که اون دوتا غول بیابونی هم دنبالم راه افتادن دکمه اسانسور رو با تردید فشار دادم یهو در اسانسور باز شد یه پسر قد بلند ازش اومد بیرون یه تعظیم کوتاهی کرد منم یه تعظیم کوتاهی کردم وقتی با اون دوتا غول بیابونی سوار اسانسور شدیم اون دوتا عقب وایساده بودن و من جلو سرمو به سمت راست چرخوندم به نشونه اون کی بود شروع به حرف کرد

بادیگارد: آقای هیون سوک بودن وارث شرکت هانجعون
☆اینجا چیکار میکنه(سرد)
بادیگارد: اطلاع ندارم
☆باشه

ویو میونگ
در اسانسور باز شد کل کار کنان وقتی منو دیدن تعظیم کردن جوری بود که کمرشون تا زانشون خم شده بود یه پوز خندی زدم واقعا قدرت چیز خوبیه در شرکت منتظر ون بودم که رسید سوار شدم بعد چند مین رسیدیم خونه رفتم داخل و با هر کسی اونجا بود سلام کردم و رفتم اتاقم یه حموم ¹⁵مینی کردم و اومدم بیرون مو هامو خشک کردم شونه کردم عطر مو زدم ولی جعبه ای که روی میز آرایشیم بود نظرمو جلب کرد یه جعبه که خیلی طول داشت درشو باز کردم یه گردنبند بود خیلی. خوشگل بود با یه نامه کوتاه
دیدگاه ها (۷)

ame: My many years of lovPart:③②ویو میونگنامه رو باز کردم شر...

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

چه خر شانسه🥺🍒👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

لانا🍒👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

شغل پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط