امروز تو را دیدم

امروز تو را دیدم
فاصلمان کمتر از پنج متر بود
ولی این پنج متر
اندازه‌ی کل دنیا بود
با یک شوق بسیار زیاد در کنار دوستانت که کمتر موقعیت پیش می‌آمد که در کنار خودم اینجور باشی
در حال تعریف اتفاقات روزمره ات بودی
لبخند بر روی لبانت بود
زیادی حالت خوب بنظر میرسید
انگار مثل کسی بودی که یک بار سنگینی را
از روی دوشش برداشته اند
امروز برای اولین بار
فهمیدم که میتوان خنده‌ی معشوق را دید
بدون آنکه قند در دلت آب شود
معنی صحنه‌ی امروز را فهمیدم
فهمیدم که از دست دادنت
چقدر برایم سنگین تمام شد
الان که فکرش را میکنم
نیاز خیلی شدیدی
به حضورت
در کنارم دارم
دیدگاه ها (۴)

گند نزنید به باور انسان ها!اگر بد هستید بد باشید، اگر عصبی ه...

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای مقصر نمیداندهمه ی ما آنقدر غرو...

دختری که دلش بشکنه،نق میزنه بهونه میگیره اعصاب نداره حوصله ن...

حقیقتاً جمله ی "بیا ببینمت" ،متضرعانه ، خاشعانه و مظلومانه ت...

پیمان نقره ای

پادشاه مافیا Knig Mafia

پارت ۲۱جرقه ای کوچک و نوری آبی، اتش کوچکی از بین دریچه ی کپس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط