تو تا حالا از توی عکس به من خیره شدی؟ تا حالا با دیدن عکس

تو تا حالا از توی عکس به من خیره شدی؟ تا حالا با دیدن عکسم بهِم لبخند زدی؟ بهت نگفتم اما من این کار رو کردم... ساعت‌ها نشستم و نِگات کردم. نگو دیوونه شدم، چون بودم. فقط عکس، آدم رو دیوونه‌تَر می‌کنه...
چون می‌خواد یه چیزی بگه و نمیگه.. نوکِ زبونشه‌ها، اما جون به لبِت می‌کنه!
تا حالا به چشم‌های توی عکس زُل زدی؟ خوبیِ عکست اینه که پلک نمی‌زنه، خسته نمی‌شه. بی‌خبر نمیره.
من بعد از نبودنت با عکست حرف می‌زنم، تو بی‌من با کی حرف می‌زنی؟ خوش به حال اونایی که صدات رو می‌شنون...
بدی عکس اینه که صدا نداره،
یا اگه داره من نمی‌شنوم... داره؟
اگه صدا داشت ازش می‌پرسیدم کجای دنیایی.
می‌دونستی فاصله‌ی بین واقعیت و‌ خیال یه پِلک زدنه؟ کافیه به عکست خیره بشم،
حالا صدات رو هَم می‌شنوم که می‌خندی. بخند. با صدای بلند .
اصلا همین‌ که می‌خندی کافیه.
حتی مهم نیست کجای دنیایی...

#پویا_جمشیدی


♥️
#خاص
دیدگاه ها (۱۴)

من دختر شیرین سخن دوره قاجارتو پست مدرنی و مضامین دل آزارمن ...

.زیاد سخت گرفته ایم !زندگی چیزی به جز گرفتنِ یک استکان چای ل...

غـريـب انـگار بـا مـن نـيـسـتے تــو😜زنـے؟ مـردے ؟ نـدان...

آمد و گفت: روح بادم و رفتعطر او ماند روی یادم و رفتخود نفهمی...

どの言葉も心の中の真実を伝えていないことが分かっていると、話すのは難しいです。حرف زدن سخته وقتی می‌...

> بعضی وقتا آدم از عشق حرف می‌زنه، > ولی تهِ دلش می‌دونه عش...

chapter 2p18تهیونگ با اون پوزخندِ مرموزش، مستقیم به ا.ت خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط