شهید احمد کاظمی م گفت

"شهید احمد کاظمی" مى گفت:

"شهید حسین خرازی" پیشم آمد و گفت: من در این عملیات شهید مى شوم.
گفتم: از کجا مى دانى؟ مگر علم غیب داری؟
گفت: نه، ولی مطمئنم

چند عملیات قبل، یک خمپاره کنار من خورد، به آسمان رفتم فرشته ای دیدم که اسمهای شهدا را مى نويسد تمام اسم ها را مى خواند و مى گفت وارد شوید.

به من رسید، گفت: حاضری شهید بشی و بهشت بری؟
یه لحظه زمین را دیدم گفتم: یک بار دیگر برگردم بچه و همسرم را ببینم، خوب مى شود.
تا این در ذهنم آمد زمین خوردم چشم باز کردم دیدم دستم قطع شده، بیمارستانم اما دیگر وابستگی ندارم اگر بالا بروم به زمین نگاه نمى كنم...

#برای_ایران

#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۳)

🌷نورعلی آئینه زندگی سردار... . نه! نورعلی شوشتری است. قطعاتی...

🌷هشت نه سال بیشتر نداشتیم کلی خربزه خوردیم هر دومان دل درد ...

🌷 گفت: یک لیست تهیه کن از خانواده‌های فقیری که سرپرستشان در ...

مردان خداهر جا که مےشد پیشانے بر خاک مےزدند!مثل همینجا؛ در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط