باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل....قلمی دست من افتاد

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل....قلمی دست من افتاد به اصرار غزل..
مبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعد...محور عشق من و چرخش پرگار غزل
دیدگاه ها (۲)

تورا خودم چشم زدم... بس که نوشتمت میان شعرهایم...بی آنکه اسپ...

گویی زخم خورده ام از تیغ نگاهت... که اینگونه شعرهایم بند نمی...

امشب غزل.. مرا به هوایی دگر ببر...تا هر کجا که می بردت بال و...

تو وقتی درس می خوانی نگاهت میپرد از من...به درس و بحث و تحصی...

راز نامه های گمشده

:::پارت اول:::7 سال پیش(جنا: چهارده ساله) جنا همونطور که یقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط