کشت و کشتار میانِ دل و عقلم بر پاست

کشت و کشتار میانِ دل و عقلم بر پاست

سر تصمیم غلط حرف دلم پا بر جاست

شده عقلت بکشد سوت از این کار دلت؟

اشتباهی شده از عشق که شب ها هیهاست

زندگی را دل آدم به فنا می بندد

هر کسی پای دلش رفته خدایا رسواست

چقدر طعنه زدم تا که به هوش آید دل

سال ها هست که سرگشته هنوزم شیداست

رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون

رنگ و رخسار من از زردی عشقم پیداست

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

لولت مثله مویزهِ قد و بالِی تو چنارخش وَ حالِ دله او،هرکه شو...

لولت مثله مویزهِ قد و بالِی تو چنارخش وَ حالِ دله او،هرکه شو...

در آن خانه ات یار راهم بدهندارم پناهی پناهم بدهمگر یوسفت نیس...

سوختم از غم دل هر شبه پر پر زده امتو که رفتی و ندیدی که به ه...

🌴 لبیک که در دل عرفات است و منایملبیک که از خویش نمودند جدای...

لبیک که در دل عرفات است و منایملبیک که از خویش نمودند جدایمل...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

امشب، شب کوچ غریب تاریخ است...تا به کی این داغ غربت را به سی...

رمان زندگی سیگاری قسمت ( 97)

اکرم محمدی شاعر تهرانی

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط