واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم
دین و دنیای منی قصد سجودت میکنم

هستی و جانم تویی ، ای مظهر آرامشم
گاه گاهی بی جهت فکر نبودت میکنم

حرفی از رفتن مزن،جانم فدایت ای صنم
زندگی بی برم را نذر چشمت میکنم

عمر من،ای تو دلیل زندگی و هست من
بیت بیت شعر را مشحون بودت میکنم

شاعرم،اهل دلم،از عشق تو بنوشته ام
این غزل را سنگ فرش زیر پایت میکنم.
دیدگاه ها (۲)

چه دلتنگم دلم در سینه میلرزد ، نجاتم دهکجا رفتی ، کجا رفتی ،...

دوباره شعر گفته ام ، بخوان که سرد میشودبرس به داد قلب من ، ک...

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃ...

هم صدا و هم نفس در انتهای مسیرزیر یک چتریم اما زیر بارانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط