یادش بخیر چه روزهایی شیرینی و یادم میاد حدودا سال ۷۰ بو

یادش بخیر چه روزهایی شیرینی و یادم میاد حدودا سال ۷۰ بود اگه اشتباه نکنم‌ میرفتیم گردش شبهای پنجشنبه پدرم ما رو به گردش میبرد به شهر بازی و سینما میرفتیم اون زموون ما یه ماشین پیکان داشتیم من و دو خواهرهام رو شبها دور بعضی از میدونها فواره های رنگی آب درست کرده بودن با لامپ رنگی زیر آب ..همیشه تا میدیدیم میگفتیم چقدر قشنگه اون آبیه مال من خواهرم میگفت اون قرمزه مال من فکر میکردیم اون قسمت از آب اون رنگیه و خلاصه خعلی خاطره زیبایی از این فواره
های رنگی داریم امروز با دیدن این عکس حیفم اومد ..پستش نکنم.....چه دنیای ساده قشنگی بود یادش بخیر....💖 .
دیدگاه ها (۱۷)

با سلام خدمت دوستان عزیزم امیدوارم رو به راه باشین و این ...

رسیدی و پر از شادی و شوری، آهای چارشنبه سوریشنیدم با جوانان ...

مادرم مادر عزیزتر از جانم. دردو بلایت. به جانم همیشه باشی...

این پست قشنگ رو با نام قشنگ و عزیز مادر رو میخوام تقدیم کنم ...

یادش بخیرلذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین سا...

#خواندنییادش بخیرلذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخو...

پارت دوازدهم ...!گل های رز یونسی ...!آفتاب کله اتاق رو روشن ...

فردا روز پزشک 😄 و از الان منتظر رسیدن این روز مبارک و خوش ...

زمستون نزدیکه دزر هارو ببند

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

داستان دارک شده که!!🫠🤦‍♀️....« https://wisgoon.com/seven_ang...

یه گون اؤزوم دِدُم،بو آدم‌لارا هَمه‌سینه دل وِرمه.کیم‌سه‌یه ...

#ویسگون #دختر_بچه #زیبایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط