یارو رفت جنگل داد زد: من شیر میخورم، ببرمیخورم، خرس میخور

یارو رفت جنگل داد زد: من شیر میخورم، ببرمیخورم، خرس میخورم...
برگشت دید یه شیر پشت سرشه!
گفت: البته من بعضی وقتها گوه اضافی هم میخورم!!!
دیدگاه ها (۱۱)

اخخخخخخ لامصب یه جوری از پشت زد به باسن مبارک خرسه که باز خو...

پارت ۲

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

اقا این فیلتره که گذاشتم رو خدم دخترونس گفتم معلم نمیخاین حا...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

پارت ۲ساعت ۸ و ۴۶ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تهیونگ برگشته بود ...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط