من عاشق بداقبال،

من عاشق بداقبال،
نه می‌توانم به سویت آیم
نه می‌توانم به خویشتن،
بازگردم...
قلبم،
بر من عصیان کرده است.
دیدگاه ها (۱)

شب و این درِ گشودهو روشنایی ماهِ خندانمحبوبم گفت:من امشب، ...

از دور به سوی ساحلم می آییتا هلهله ی چای هلم می آییدر میزنی ...

عشق قابل پیش‌بینی نیستگاهی دلت را آدمی با خود می‌برد کهاصلا ...

از تو به آسمان شکایت خواهم برد..چگونه توانسته‌ای، چگونهکه در...

همه عاشق کاپل اول شدن اما من عاشق کاپل دوم شدم خیلی گوگولینا...

باکسر گفت: ولی آسیابِ بادی ما را ویران کرده‌اند. دو سالِ تما...

عزیزکرده‌... قدم‌هایت را نه بر خاک، که بر قلبم نهادی... همان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط