زندگی گاهی چنان ظالمانه است

زندگی گاهی چنان ظالمانه است

که از روزنه ای کوچک و ناپیدا تو را در خود اسیر می کند

در اوج ضعف و بی حسی ات

بر قلبت زخم می گذارد

دستهایت بسته است و در ذهنت طوفانی برپاست .

با همه وجودت در مقابلش می ایستی

و او تو را مبتلا به عشقی دردناک می سازد

تو نیز همچون من این واقعیتها را می بینی

و می دانی که با هم بودنی برایمان نیست

عزیزم تو به دنیایی دیگر تعلق داری

و در آن جهان سر می کنی

حق با تو است

کمی دیر با هم آشنا شدیم

 بی هیچ کلامی یکدیگر را درک کردیم

حرفهای ناگفته ای بود

و با ترانه هایت سکوت را در هم شکستیم

آدمی در رنج غوطه ور است

و عشق بار دیگر متولد خواهد شد

جهان در گردش است

و رویا و حقیقت از هم جدا هستند .
دیدگاه ها (۱۶)

مراقبه با نورالهی بخش۲

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ، و نشا...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

💕🫂... درمیان دست هایت عشق پیدا میشودزیر باران نگاهت نسترن وا...

غزلی زیبا از حافظ

همه‌ی آرزوهام با رفتن تو مُردن ❤️‍🩹#میخواهم_زنده_بمانم #پدرا...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط